آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

اسکوتر بازی

جمعه قبل من و آبتین و مادرجون رفتیم دریاچه بهشت . هم آبتین اسکوتر بازی کنه  و هم یکی از ماهی های آبتین رو که حالش خوب نبود بندازیم تو دریاچه . برای ماهی ها و اردکهای دریاچه هم کلی نون بردیم . ...
13 دی 1393

آشپزباشی

تهیه سالاد به سبک آبتین: پنیر گودا چند ورقه ( کلا دیگه نباید چیزی تو یخچال بمونه ازش ) شکلات تلخ تعدادی پنیر پیتزا ورقه ای ( هر چند تا که تو خونه بود هم طبقه بالا و هم طبقه پایین ) همه رو با تیغه های مختلف نایسر دایسر خورد کرده و مخلوط می کنیم به همون مقدار هم میریزیم کف آشپزخونه بعدش میدیم مامان نسیم سالادمون رو بچشه..... ...
13 دی 1393

کاردستی پسر هنرمندم

تازگیها آبتین به درست کردن کاردستی علاقه پیدا کرده .میگرده و لوازم مورد نیازشو از تو خونه پیدا می کنه فدای تو بشم پسر نازم که اینقدر خوب فکر میکنی ، ایده میدی و اجرا میکنی .آفرین مواد لازم: تعدادی چسب رنگی و چسب اکلیلی - مداد - نمک در دو اندازه - کاموا - اسپند- کنجد  و مهمتر از همه یک دونه نفس مامان فدای اون دستای کوچیک و هنرمندت بشم الهی و اینم نتیجه کار: اینو آبتین برای مربی نقاشیش تو مهد درست کرده و این هم یکی دیگه این نقاشی آبتین رو فرستادم برنامه نقاشی نقاشی شبکه پویا تا پخشش کنه ...
13 دی 1393

آکواریوم

اینم از آکواریوم آبتین که زحمتشو دایی جون کشیدن. هم زحمت خریدشو و هم زحمت مرتب کردنشو دایی جونم دستت درد نکنه ...
13 دی 1393

کلاس درس

اینم تابلوی آموزشی کلاس درس مادرجون و آبتین تمام چیزهایی که آبتین بلده مدیون زحمتهای مادرجونه ...
13 دی 1393

آش نذری و شب یلدا

امسال هم مثل سالهای قبل مهمون آش خوشمزه نذری دستپخت مادرجون بودیم مادرجون دستت درد نکنه و از خدا می خوایم همیشه سالم و سرحال باشی و هر سال آش نذری بپزی دوست آبتین ( محمد طاها) فدای گل پسرم بشم که اینقدر هوای دوستهاشو داره آبتین هم دو تا کلاه کاموایی سرش گذاشته و این هم میز شب یلدا.مادرجون و باباجون دستتون درد نکنه و همیشه شاد وتندرست باشید   ...
13 دی 1393

آخ جون ، بازم تولد

اینم از تولد من البته امسال خاله مریم هم تو تولد شریک بود. و تولد اونم بود. وصد البته تولد آبتین طلا. جالبه که هدیه هایی که آبتین گرفت از هدیه های من بیشتر بود. دست خاله نسترن ، مادر جون ، باباجون ، دایی جون و خاله مریم درد نکنه . هدیه آبتین هم یه شلوار خوشگل بود که البته خاله نسترن زحمتشو کشیده بود ...
13 دی 1393

شهربازی کیو

یه روز عصر که داشتیم با آبتین از مدرسه برمیگشتیم خونه به در خواست آبتین رفتیم جلوی شهربازی تا آبتین مطمئن بشه که تعطیله و با کمال تعجب دیدیم که بازه. این بود که من و آبتین رفتیم شهر بازی اونم از نوع دونفره.چون هیچکس نیومده بود شهر بازی و فقط من وآبتین بودیم آبتین هم همه بازیها رو سوار شد و یه دور هم ماشین برقی دونفره سوار شدیم. خلاصه خیلی خوش گذشت ...
13 دی 1393

ماشین قرمز

دختر عمه من که خاج از کشور هستن برا آبتین یه دونه ماشین قرمز رنگ فرستاده . حالا آبتینم اینطوری با اون ماشینه عکس یادگاری گرفته ( آبتین ماشین قرمز رو خیلی دوست داره ) ارمغان جون دستت درد نکنه ...
8 دی 1393